الملا فتح الله الكاشاني

141

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

مخادعه نكند و هر كه خدا مخادعه كند با او او خادع نفس خود باشد گفتند كه مخادعه حق تعالى بچه چيز است گفت به اينكه شخصى عملى كند به آنچه حق تعالى فرموده باشد و مراد او غير او سبحانه باشد پس از شرك به خدا بترسيد كه فرداى قيامت مرائى را به اين چهار اسم خوانند كه يا كافر يا فاجر يا غادر يا خاسر ( حبط عملك و بطل اجرك فلا خلاق لك اليوم فالتمس اجرك ممن كسبت العمل له ) يعنى مرائى را گويند كه اى نگرونده اى فجور كننده اى غدر كننده و اى زيان كننده عمل تو نابود شد و اجر تو باطل گشت پس مر تو را امروز هيچ نصيبى نيست و طلب مزد خود كن از آن كسى كه كسب عملى براى او كردهء و در حديث قدسى آمده كه من عمل لى عملا اشرك فيه غيرى تركته لشريكه هر كه عمل كند از براى من كه غير مرا در آن شريك گرداند آن را از براى شريك او باز گذارم و قوله * ( مُذَبْذَبِينَ ) * حالست از ضمير يُراؤُنَ يعنى نماز را بمردم مىگذارد در حالتى كه متردد و متحيرند * ( بَيْنَ ذلِكَ ) * ميان كفر و ايمان و يا حالست از ضمير يذكرون يعنى ذكر خدا نمىكنند در حالتى كه مترددند ميان كفر و ايمان و يا منصوب باشد بر ذم يعنى مذمت ميكنم تردد نمايندگان را و شك كنندگان را * ( لا إِلى هؤُلاءِ ) * نه با گروه مؤمنانند به جهت كفر باطن تا ايشان را باشد هر چه ايشان را هست * ( وَلا إِلى هؤُلاءِ ) * و نه با جماعت كافرانند به جهت اظهار كلمهء اسلام به زبان ملخص سخن آنست كه نه مؤمن مخلص باشند و نه كافر صريح اين كلام از براى تفسير ذبذبهء ايشان است و ذبذبه بمعنى مضطرب ساختن شىء است و اصل آن ذب است بمعنى طرد * ( وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّه ) * و هر كرا كه خدا فرو گذارد و خذلان نمايد و يا راه بهشت ننمايد يعنى به جهت عناد و جحود او با وجود علم او بحقيقت ملت اسلام حق تعالى نظر توفيق و لطف از او باز دارد و از طريق جنت او را منحرف سازد * ( فَلَنْ تَجِدَ لَه سَبِيلًا ) * پس نيابى مر او را راهى به حق و صواب و نظير اين است قوله تعالى وَمَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّه لَه نُوراً فَما لَه مِنْ نُورٍ و معنى اضلال و وجوه آن در سورة البقره مذكور شد از حضرت رسالت منقولست كه ان مثلهم مثل الشاة العائرة بين الغنمين متحير فتنظر الى هذه و الى هذه لا تدرى ايهما تتبع مثل منافقان مانند مثل گوسفندى است كه در ميان دو گله گوسفند گذرد متحير و سر گردان و نظر به اين گله كند و به آن گله و نداند كه تابع كدام شود و بكدام ملحق گردد و بعد از بيان حال منافقان مؤمنان را نهى مىكند از موالات كافران هم چنان كه عادة اهل نفاق است بقوله * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ) * اى كسانى كه گرويده‌ايد * ( لا تَتَّخِذُوا الْكافِرِينَ ) * فرا مگيريد كافران را * ( أَوْلِياءَ ) * دوستان